۱ - انسان*
آيا انساني که در اعلاميهء جهاني حقوق بشر از ديدگاه غرب مطرح شده، همان جانداري است که بر مبناي قوانين ناآگاه طبيعت به وجود آمده و پس از مدتي زندگي بيهدف در روي زمين و تخريب طبيعت و گلاويز شدن با همنوعان خود و عشق به لذت و منفعت بدون حدّ و حصر، راهيِ زير خاک تيره ميشود و سپس هيچ؟ يا آن موجود با معنايي است که مطابق نظر اديان حقّهء الهي، با حکمت عاليهء خداوندي به وجود آمده و رو به هدفي با معنا سير ميکند؟
با نظر به عقيدهء اول که ميگويد: انسان جانداري است که همهء موجوديت و ارزشهاي وي همان است که در همين شئونِ طبيعيِ او مشاهده ميشود و هيچ کمال و عظمتي در وي وجود ندارد، و همان است که امثال توماس هابس دربارهء او گفتهاند که عبارت است از: يک حيوان خودخواه که تمامي هستي را براي خود ميخواهد و در يک جملهء مختصر، همان است که فکر و ذکري جز من هدف و ديگران وسيله ندارد، بنا بر اين عقيده، ارزش و حيثيت و کرامتِ ذاتيِ انسان، خواب و خيالي بيش نخواهد بود، و زندگي جز يکّهتازيِ نيرومندان در اين دنيا و برخورداري حداکثر از لذايذ و منافع شخصي، معنايي ديگر نخواهد داشت. طبق اين فرض، توصيهء انسانها به مجاهدت و همکاري در قابل درک و پذيرش ساختن مواد حقوق بشر از ديدگاه غرب، بر هيچ مبناي اساسي استوار نخواهد بود. از اين استدلال به اين نتيجهء قطعي ميرسيم که براي تفهيم و پذيرش و اجراي مقداري مواد حقوقي براي همهء بشريت و مقرر داشتن مقداري تکاليف در مقابل آن حقوق براي مردم، قطعاً لازم است صاحبنظران حقوقي با تکيه بر دلايل مستحکم علمي که هيچ کس قدرت انکار و ترديد آنها را نداشته باشد به اثباتِ واقعيتِ آن موضوعات و قضايا بپردازند. در صورتي که غير قابل تصور است ما بتوانيم در مقابل تمايلات لجام گسيختهء قدرتپرستانِ خودکامه، با دلايل علمي اثبات کنيم: همهء انسانها اعضاي يک پيکرند و آنان نيز مانند ساير انسانها بايد خود را اعضايي از آن پيکر بدانند! به همين جهت، وقتي شما دربارهء موادِ اينگونه حقوقهاي انساني با ناتوانان صحبت کنيد، جلوي سخنان شما را گرفته و ميگويند: مثل اين که براي گذراندن وقتهاي اضافي، کاري پيدا نکردهاي; برو به دنبال خيالات خود و بگذار چند نفس راحت بکشيم!
مسألهء قابل توجهي است که در سراسر اين مواد حقوقي، حتي يک بار نيز سخني از برتري فضيلت و تقوا و تشويق و تحريک انسانها به کسب آنها، به ميان نيامده، در صورتي که بدون فضيلت و تقوا براي انسانها هيچگونه حيثيت و کرامت و شرافت و ارزشي نميتوان اثبات و قابل پذيرش ساخت.