شناسايى و احصاى راه حلها و گزينه هاى مختلف ، سياست گذار و تصميم گيرنده را در انتخاب گزينه بهتر يارى مى رساند؛ با اين حال بايد توجه نمود كه در زمينه احصاى راه حلها، نه گرفتار گرداب اطلاعات زياد و به تعبيرى گزينه هاى فراوان و بيش از حد شد، و نه اينكه در زمينه گزينه يابى قصور كرد؛ بلكه راه اعتدال در پرهيز از افراط و تفريط است ؛ از اين رو جمع آورى اطلاعات كافى و پرهيز از تفريط و عجله ، از جمله عوامل مهم در تصميم بخردانه است و دورانديشى ، سلامتى و پايدارى را در پى دارد.
اميرالمومنين على (عليه السلام ) در فرازى از كلام گهربار خود چنين مى فرمايد:
(( ثمرة التفريط الندامة )) ؛ (87)
نتيجه تفريط، پشيمانى است . بى ترديد در كار تصميم گيرى ، اطلاع رسانى و جمع آورى گزينه هاى مختلف ضرورى است و اگر در اين مسئله كوتاهى شود، بى گمان پشيمانى و ندامت را به همراه خواهد داشت ؛ چرا كه اين مسئله سبب اخذ تصميمات ناپخته ، و گاهى موجب خسران و زيان سازمان و فرد مى گردد.
همان طور كه تفريط در گزينه يابى و جمع آورى اطلاعات مذموم است ، افراط در اين زمينه نيز مردود است . به عبارت ديگر، مديران و خط مشى گذاران هر سازمانى بايد در تصميمات خويش رعايت احتياط و دور انديشى را نمايند و به اندازه كافى گزينه جهت اخذ تصميم فراهم آوردند؛ ولى در جمع آورى اطلاعات نيز نبايد دچار انبوه سازى گزينه شوند و در اين مورد افراط كنند؛ چرا كه انباشتگى گزينه ها موجب پوشيده ماندن راه درست و صواب مى گردد. حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد.
اذا ازدحم الجواب خفى الصواب ؛ (88)
هر گاه پاسخ بيش از حد انباشته شود، درستى پنهان مى ماند.
بنابراين در ارائه راه حل و گزينه يابى بايد به بديلهاى كافى بسنده كرد تا موجب سردرگمى و ابهام نشود.
3. ارزيابى راه حلها و انتخاب بهترين راه حل (89)
پس از جمع آورى و احصاى راه حلها و دست يابى به اطلاعات كافى درباره بديلهاى مختلف حل مسئله ، تصميم گيرنده بايد با جديت ، هر يك از آنها را ارزيابى نمايد و پس از تجزيه و تحليل دقيق و بررسى نقاط قوت و ضعف هر يك از آنها، بهترين و مناسب ترين راه حل را انتخاب نمايد. خداوند متعال در مورد بندگان صالح خود مى فرمايد:
فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون اءحسنه و اولئك الذين هدئهم الله و اولئيك هم الولوا الالبب ؛ (90)
پس بشارت ده به بندگان من ؛ همان كسانى كه به هر سخنى گوش مى كنند، سپس بهترين آن را پيروى مى كنند؛ آنان كسانى هستند كه خدا آنها را هدايت كرده و آنان صاحبان خرد هستند.
در اين آيه شريفه ، خداوند متعال يكى از ويژگيهاى بندگان صالح خود را اين مسئله مى داند كه آنان به هر سخنى گوش مى دهند، سپس از ميان سخنان مختلف ، بهترين و شايسته ترين سخن را انتخاب و از آن پيروى مى كنند.
شايد بتوان گفت كه اين آيه شريفه ، ناظر به دو مرحله از مراحل فرايند تصميم گيرى ، يعنى مراحل دوم و سوم است . توضيح مطلب اينكه مدير هنگام تصميم گيرى بايد به همه نظرات و پيشنهادها گوش گند، يعنى تمامى راه حلها را احصا كند، و آن گاه پس از ارزيابى هر يك از نظرات و پيشنهادها، بهترين و مناسبترين نظر و راه حل را انتخاب نمايد. اين دو مطلب به صورت خيلى مختصر و گويا در آيه شريفه مورد توجه قرار گرفته است .
بديهى است كه ارزيابى راه حلها بايد بر اساس معيارهايى صورت پذيرد كه گزينه انتخابى را بهترين و ايده آل ترين راه حل نشان دهد. عملى بودن راه حل ، رسانيدن بهتر به اهداف ، تاثير راه حل بر ساير بخشها، و اقتصادى بودن آن به از جمله معيارهايى است كه "جيمز استونر" (91)در كتاب مديريت خود آنها را در قالب چند سوال مطرح مى سازد. وى معتقد است كه مديران بعد از دست يابى به مجموعه راه حلها بايد با توجه به سه پرسش زير آنها را مورد ارزيابى قرار دهند:
1. آيا اين راه حل ، عملى و ممكن است ؟
2. آيا اين راه حل ، راه حلى رضايت بخش است ؟
3. اين راه حل چه تاثيرى بر ساير بخشهاى سازمان خواهد داشت ؟ (92)
منظور از عملى بودن راه حل اين است كه آيا سازمان ، منابع كافى - اعم از پول ، تجهيزات و...- را براى اجراى آن دارد و آيا راه حل ارائه شده با تعهدات اخلاقى و قانونى سازمان منافات ندارد؛ بدين معنا كه اگر راه حلى منجر به تعطيلى دايره اى از بخشهاى سازمان گردد. آيا مى توان كارگران يا كارمندان را منتظر خدمت نمود؟ آيا قوانين حقوقى و شرعى به ما چنين اجازه اى مى دهد؟
منظور از رضايت بخشى راه حل اين است كه گزينه انتخابى ، سازمان را به اهداف خويش برساند. به عبارت ديگر، موفقيت سازمان و فرد مى تواند شاخص مهمى در رضايت بخش بودن راه حل مورد نظر باشد.
در ملاك سوم - يعنى تاثيرگذارى راه حل انتخابى بر ساير بخشها و دواير سازمان - مسلم است كه اين تاثير گذارى نبايد موجب عدم تعادل و تشتت در ساير بخشها گردد؛ چرا كه بر اساس نگرش سيستمى (93)اگر در بخشى از سازمان تغييرى ايجاد شود، در ديگر بخشهاى آن نيز دگرگونى به وجود مى آيد.
پس با توجه به اين نكته ، راه حل انتخابى اگر موجب تغيير در دايره اى يا بخشى از سازمان گردد، بايد با ديگر بخشها هماهنگ و همسو باشد؛ در غير اين صورت ، گزينه انتخابى ، علاوه بر اينكه مشكلى را حل نمى كند، مى تواند مشكلاتى را نيز در روند فعاليتهاى بخشهاى سازمانى ايجاد نمايد.
4. اجرا و بازنگرى
بعد از آنكه گزينه هاى مختلف ، به صورت دقيق مورد ارزيابى قرار گرفتند و بهترين و مناسب ترين گزينه انتخاب شد، نوبت به اجراى تصميم مى رسد. گر چه فرايند انتخاب - كه عنصر اصلى در تصميم گيرى است - در مرحله قبلى به اتمام رسيده است و به عبارتى ، مى توان گفت كه فرايند تصميم گيرى نمام شده است ، اما اگر تصميم اتخاذ شده به خوبى به مرحله اجرا در نيايد، ممكن است به شكست نيز منجر شود؛ چرا كه انتخاب بهترين متغير و مناسب ترين گزينه ، دليل موفقيت يك مدير در تصميم گيرى نهايى نيست ، بلكه اجراى گزينه (تصميم ) نيز نقش مهمى در موفقيت و دست يابى به اهداف دارد.
بنابراين بعد از ارزيابى گزينه هاى مختلف و بررسى نقاط قوت و ضعف هر كدام از آنها و انتخاب بهترين و مناسب ترين گزينه ، بايد گزينه مورد نظر را به مرحله اجرا در آورد.
اميرالمومنين حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:
اذا علمتم فاعملوا، و اذا تيقنتم فاءقدموا؛ (94)
وقتى كه دانستيد، عمل كنيد و آن گاه كه يقين پيدا كرديد، اقدام نماييد.
حضرت على (عليه السلام ) در اين روايت مى فرمايد كه وقتى جوانب مختلف كار را مورد بررسى قرار داديد و راه براى شما روشن شد، اقدام كنيد. به عبارت ديگر، وقتى متغيرهاى مختلف را مورد ارزيابى قرار داديد و بهترين و مناسب ترين راه را انتخاب كرديد، دست به كار شويد و اقدام نماييد.
بعد از آنكه تصميم به مرحله اجرا در آمد، نوبت به بازنگرى در تصميم رسد، در اين مرحله ، بايد تصميم اجرا شده را مورد ارزيابى قرار داد، تا روشن شود كه اين تصميم ، موفق و اثر بخش بوده است يا نه . به عبارت ديگر، بايد بررسى كرد تا مشخص شود كه تصميم در مرحله عمل با جه مشكلات و محدوديتهايى مواجه است و اگر تصميم ناموفق و ناكارآمدى بوده است ، علت اين عدم موفقيت و ناكارآمدى چيست .
فصل سوم : مولفه هاى اساسى در تصميم گيرى
مولفه ها و عوامل متعددى در تصميم گيرى اثر گذار هستند كه توجه به آنها مى تواند در فرايند تصميم گيرى و اجراى آن تاثير شگرفى داشته باشد. سه مورد از اين مولفه ها و عوامل كه در منابع غنى دينى تاكيد فراوانى بر آنها شده است ، عبارتند از:
1. مشورت با صاحب نظران و رايزنى با كارشناسان ؛
2. حق محورى ؛
3. توكل به خداوند متعال و تكيه بر اراده او.
در اين فصل ، هر يك از اين عوامل توضيح داده خواهد شد.
1. مشورت
مشورت و نظر خواهى از ديگران يكى از عوامل مهم و مسائل حياتى در تصميم گيرى است و در اسلام ، از اهميت بالا و جايگاه ويژه اى برخوردار است . با توجه به وسعت موضوعات و پيچيدگى مسائل و نيز گستردگى اطلاعات ، يك مدير قادر به شناخت همه مسائل و به دست آوردن همه اطلاعات لازم در مورد يك مسئله نيست و در نتيجه نمى تواند تصميم منطقى و درستى در مورد آن اتخاذ نمايد.
مشورت و نظر خواهى از ديگران به منظور استفاده از نظرات آنان مسئله اى عقلى است و عدم مشورت و استبداد به راى يكى از بيماريهاى مهلك مديران در تصميم گيرى است ؛ زيرا يك مدير، هر قدر هم آگاهيهاى زيادى داشته و در زمينه كارى خود متخصص ، كاردان و پر تجربه باشد، باز هم نمى تواند به همه ابعاد و زواياى يك مسئله پى ببرد و مسئله را تنها از ديدگاه خويش ارزيابى مى كند؛ و چه بسا ابعادى از مسئله كه در تصميم گيرى مى توانند نقش تعيين كنندهاى داشته باشد، از نظر مخفى مانده باشد. امير مومنان حضرت (عليه السلام ) در مورد عواقب عدم مشورت و استبداد به راءى چنين هشدار مى دهد:
من استبد براءيه هلك ؛ و من شاور الرجال شاركها فى عقولها؛ (95)
كسى كه استبداد در راى داشته باشد هلاك مى شود و كسى كه با مردان بزرگ مشورت كند، در عقل و دانش آنان شريك مى شود.
همان گونه كه اشاره كرديم ، ضرورت مشورت يك مسئله عقلى است و هر انسان عاقل و خردمندى اين ضرورت را درك مى كند و هيچ خردمندى خود را از آن بى نياز نمى داند. حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:
لا يستغنى العاقل عن المشاورة ؛ (96)
هيچ انسان عاقل و خردمندى از مشاوره بى نياز نمى گردد.
عدم توجه به نظرات ديگران و استبداد به راى ، يكى از خطرناك ترين چيزهايى است كه ممكن است يك مدير به آن گرفتار شود.
مشورت در نگاه اميرمومنان يكى از ضرورتهاى اساسى براى اداره امور، به ويژه تصميم گيرى است ، آن حضرت مشورت و نظر خواهى از ديگران را قوى ترين و محكم ترين پشتيبان و حامى مى داند و مى فرمايد:
لا مظاهرة اءوثق من المشاورة ؛ (97)
هيچ حامى و پشتيبانى ، استوارتر و محكم تر از مشورت كردن نيست . از آنجا كه به وسيله مشورت و نظر خواهى ، آگاهيهاى انسان بيشتر مى شود و زوايا و ابعاد مختلف يك مسئله براى او روشن تر مى گردد، در نتيجه تصميمهايى كه بعد از مشورت اتخاذ مى شوند، معقول تر و درست تر مى باشند.
1 - 1. آثار و فوايد مشورت
مشورت كردن و استفاده از نظرها و ديدگاههاى ديگران ، پيامدهاى مثبت و فوايد زيادى دارد. آثار و بركات فراوانى كه از مشورت كردن نصيب انسان يا سازمان مى شود، هرگز از تفكر فردى و امكانات و منابع فراوان مادى به دست نمى آيد. در اينجا بخشى از بركات و فوايد مشورت را به صورت مختصر توضيح مى دهيم :
الف ) بهره بردارى از درخشش افكار ديگران
يكى از فوايد و پيامدهاى مشورت ، بهره بردارى و استفاده از افكار و نظرات ديگران است . مشورت به انسان كمك مى كند تا افكار و انديشه هاى ديگران ، به ويژه صاحب نظران و متخصصان را به يارى طلبد و با قرار دادن افكار و انديشه هاى آنان در كنار فكر و نظر خود، بر قدرت ، وسعت و عمق انديشه و بينش خود بيفزايد و از درخشش افكار و انديشه هاى ديگران بهره مند شود. حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:
من شاور ذوى العقول استضاء باءنوار العقول ؛ (98)
هر كس كه با صاحبان عقل و خرد مشورت كند، از درخشش افكار بهره مند مى شود.
ب ) جلوگيرى از هلاكت
يكى از دلايل اهميت و حساسيت مسئله تصميم گيرى اين است كه يك تصميم ، ممكن است هلاكت فرد يا فروپاشى و نابودى سازمان را به دنبال داشته باشد. اگر هنگام تصميم گيرى ، تمام جوانب مسئله به درستى سنجيده نشود و زواياى مختلف آن مورد بررسى دقيق و اصولى قرار نگيرد احتمال دارد كه تصميم نسنجيده و نادرستى گرفته شود؛ اين تصميم نادرست ممكن است عواقب و پيامدهاى زيادى به دنبال داشته باشد؛ در برخى از موارد يك تصميم نسنجيده و غير منطقى مى تواند سرنوشت فردى را عوض كند و او را تباه سازد، يا موجبات فروپاشى و نابودى سازمانى را فراهم آورد.
بنابراين ضرورى است كه هنگام تصميم گيرى ، دقت لازم انجام شود و جوانب و زوايايى مختلف مسئله به خوبى مورد بررسى قرار گيرد؛ و اين كار جز از طريق مشورت با ديگران امكان پذير نيست .
پس مشورت كردن مى تواند فردى را از تباهى و هلاكت نجات دهد و از فروپاشى و نابودى سازمانى جلوگيرى نمايد؛ چرا كه مشورت موجب شود تا تصميمها اصولى تر و پخته تر شوند. امير مومنان حضرت على (عليه السلام ) فرمايد:
(( ما عطب من استشار )) ؛ (99)
آن كى كه مشورت نمايد، هلاك و نابود نمى شود.
ج ) شناسايى خطاها
يكى ديگر از آثار مثبت مشورت از ديدگاه حضرت على (عليه السلام ) اين است كه مشورت كردن و استفاده از نقطه نظرهاى ديگران به انسان كمك مى كند تا خطاها و اشتباهات را بشناسد. آن حضرت مى فرمايد:
من استقبل وجوه الاراء، عرف مواقع الخطاء؛ (100)
كسى كه از نظرات و آراء گوناگون استقبال نمايد، موارد خطا و اشتباه را شناسد.
د) دست يابى به راهكار مناسب
فايده ديگرى كه مشورت و توجه به نظرات ديگران به دنبال دارد اين است كه اين كار باعث مى شود تا تصميم معقول و مناسبى اتخاذ شود و راه درستى انتخاب گردد. حضرت على (عليه السلام ) در ضمن توصيه به مشاوره و استفاده از نقطه نظرهاى ديگران ، به اين فايده مشورت نيز چنين اشاره كند:
اضربوا بعض الراءى ببعض ، يتولد منه الصواب ؛ (101)
نظرها و انديشه ها را به يكديگر بزنيد تا درستى و حقيقت از آن متولد گردد.
مشورت كردن ، به ويژه آن گاه كه با افراد خردمند، صاحب نظر و متخصص صورت گيرد، مى تواند فرد يا سازمان را به سوى دست يابى به راههاى مطلوب بر و صحيح تر رهنمون گردد. مولى الموحدين حضرت على مى فرمايد:
من شاور ذوى الالباب دل على الرشاد؛ (102)
هر كس كه با صاحبان انديشه و خرد مشورت نمايد، به راه درست رهنمون مى شود.
ح ) پيش گيرى از پشيمانى
يكى ديگر از فوايد و مزاياى مشورت اين است كه از ندامت و پشيمانى پيش گيرى مى كند. معمولا بعد از هر تصميمى كه بدون مشورت اتخاذ شود و جوانب و زواياى مختلف آن به خوبى سنجيده نشده باشد، پشيمانى و ندامت از اينكه چرا اين تصميم بدون سنجش جوانب مختلف مسئله اتخاذ شده ، طبيعى است . امير مومنان حضرت على (عليه السلام ) اين نكته را يادآور شود و مى فرمايد:
(( من لم يستشر يندم )) (103)؛
هر كس كه مشورت نكند، پشيمان مى شود.
و در مقابل ، اگر هنگام تصميم گيرى ، با افراد عاقل و صاحب نظر مشورت شود و تمام جوانب و زواياى مسئله مورد نظر، به دقت مورد بررسى قرار گيرد، تصميم درست و معقولى گرفته مى شود و در نتيجه ، ندامت و پشيمانى به دنبال نخواهد داشت ؛ چنان كه مولاى متقيان حضرت على مى فرمايد:
شاور ذوى العقول تاءمن الزلل والندم ؛ (104)
با افراد عاقل و صاحب خرد مشورت كن تا از لغزش و پشيمانى ايمن گردى .
2 - 1. صفات و ويژگيهاى مشاوران
مشاوره - با وجود همه مزايا و اهميت فراوانى كه دارد - اگر بخواهد جايگاه مناسب خود را در سازمان پيدا كند و مديران را در دست يابى به روشها و راهكارهاى مناسب كمك نمايد، بايد اصول و ضوابط، مشخص شود، تا مديران و خط مشى گذاران سازمان با رعايت آن اصول و ضوابط، بتوانند بهره بردارى مناسب بهينه از مشاوره داشته باشند و به بيراهه نروند.
يكى از مسائل مهم و قابل توجه در مشورت اين است كه طرف مشورت چه كسى باشد؟ آيا در هر كارى با هر كسى مى توان مشورت كرد و نظر خواهى نمود يا اينكه طرف مشورت بايد داراى ويژگيها و خصوصياتى باشد تا بتوان مسائل را با او در ميان گذاشت و مشورت كرد؟
در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه در منابع و متون غنى اسلامى ، به ويژه روايات معصومان (عليه السلام ) ويژگيها و خصوصيات زيادى ، به عنوان شرايط كسى كه قرار است طرف مشورت قرار گيرد، مطرح شده است ؛ كه براى اختصار تنها به ويژگيها و شرايطى كه امير مومنان براى مشاوران مطرح كرده اند، اشاره مى كنيم .
الف ) خداترس بودن
خداترسى و خوف از عصيان و نافرمانى خداوند متعال ، يكى از فضايل اخلاقى و از صفات برجسته انسانى است كه هر مسلمانى بايد اين ويژگى را داشته باشد. در مورد كسى كه قرار است مورد مشورت قرار گيرد، داشتن اين ويژگى مهم ، لازم و ضرورى است ، حضرت امام صادق (عليه السلام ) از امير مومنان حضرت على (عليه السلام ) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود:
شاور فى امورك الذين يخشون الله ترشد؛ (105)
در كارهاى خويش با كسانى مشورت كن كه از خدا مى ترسند، تا به راه درست و راست رهنمون شوى .
كسانى كه خوف از خدا داشته باشند و خداوند متعال را همواره ناظر بر اعمال و رفتار خويش بدانند، سعى مى كنند كه هنگام مشاوره ، حقيقت را بگويند و روش درست و راهكار مناسب را به مشورت كننده نشان دهند؛ زيرا مى دانند كه خداوند متعال ناظر اعمال آنها است و اين كار آنها نيز - همچون ساير كارها - ثبت مى شود و در روز قيامت در مورد آنها حسابرسى دقيقى صورت خواهد گرفت .
ب ) خردمند بودن
يكى از ويژگيهايى كه لازم است مشاور داشته باشد، عقل و خرد است . امير مومنان در موارد مختلفى توصيه كرده اند كه با انسانهاى عاقل و خردمند مشورت شود؛ چرا كه مشورت با اهل خرد و صاحب انديشه ، راه درست را مى نماياند و انسان را از لغزش و خطا و پشيمانى مصون مى دارد. حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:
من شاور ذوى الالباب ، دل على الصواب ؛ (106)
هر كس با صاحبان خرد مشورت نمايد، به راه راست و درست رهنمون شود.
ج ) با تجربه بودن
هر قدر كه تجربه فرد بيشتر باشد، توانايى و قدرت وى در شناخت مسائل مختلف و ارائه راه حلهاى متفاوت براى حل مشكلات بيشتر، و عقيده و نظر او پربارتر و ارزشمندتر خواهد بو
مشورت با اهل تجربه مى تواند انسان را در توانمنديهاى آنان شريك كند و از خطاهاى گذشتگان مصون دارد و به درست رهنمون شود.
لذا در فرمايشهاى حضرت على (عليه السلام ) به مشورت با اهل تجربه سفارش زيادى شده و تاكيد شده است كه بهترين مشاور كسى است كه داراى تجربه باشد. آن حضرت مى فرمايد:
افضل من شاورت ذوا التجارب ؛ (107)
برترين كسى كه با وى مشورت مى كنى ، كسى است كه داراى تجربه هاى فراوان باشد آنان كه تجربه فراوان دارند، از آرائى پخته و انديشه اى متقن و قوى برخوردارند بنابراين مى توانند مشاوران خوبى باشند.
د) بخيل نبودن
يكى از ويژگيهاى مشاور، از نظر امير مومنان حضرت على (عليه السلام ) اين است كه بخيل نباشد آن حضرت در اين مورد به مالك اشتر مى فرمايد:
لا تدخلن فى مشورتك بخيلا يعدل بك عن الفضل و يعدك الفقر؛ (108)
افراد بخيل را در مشورت خود دخالت مده ؛ زيرا كه تو را از احسان منصرف مى كند و از تهى دستى و فقر مى ترساند.
ح ) ترسو نبودن
يكى ديگر از ويژگيها و شرايط يك مشاور خوب ، در نظر مولى الموحدين امام على (عليه السلام ) اين است كه مشاور، ترسو نباشد. آن حضرت در عهد مالك اشتر، بعد از آنكه فرمود در مشورت خود افراد بخيل را دخالت نده ،فرمايد:
و لا جبانا يضعفك عن الامور؛ (109)
و نيز با افراد ترسو مشورت مكن ؛ زيرا در كارها روحيه ات را تضعيف مى كند.
و) حريص نبودن
از ديگر شرايط مشاور، از ديدگاه حضرت على (عليه السلام ) اين است كه مشاور نبايد حريص باشد. آن حضرت در ادامه نامه به مالك اشتر مى فرمايد:
و لا حريصا يزين لك الشردة بالجور؛ (110)
همچنين حريص را به مشورت مگير؛ كه حرص را با ستمگرى در نظرت زينت مى دهد.
ز) دروغ گو نبودن
ويژگى ديگرى كه اميرمومنان براى مشاور لازم مى داند اين است كه مشاور نبايد دروغ گو باشد، بلكه بايد فردى صادق و راس گو باشد. آن حضرت در يكى از سفارشهاى خود مى فرمايد:
(( و لا تستشر الكذاب ؛ فانه كالسراب يقرب عليك البعيد، و يبعد عليك القريب )) ؛ (111)
با فرد دروغ گو مشورت نكن ؛ زيرا او مانند سراب است و دور را در نظر تو نزديك ، و نزديك را در نظر تو دور مى نماياند.
2. حق محورى
در تصميم گيرى ، تشخيص بهترين راه حل ، مهم ترين دغدغه مديران است ؛ براى اين كار مى بايست پس از مسئله و جمع آورى راه حلها، به ارزيابى هر يك از آنها پرداخت . براى ارزيابى راه حلها، معيارها و شاخصهايى وجود دارد كه مهم ترين آنها بايستى حق و ارزش هاى الهى باشد؛ بدين معنى كه در بين راه حلهايى كه با اين ملاك سازگارند، آنچه مورد بهره ورى بيشترى است ، انتخاب شور و راه حلى كه با اين شاخص تعارض دارد - هر چند سود آور نيز باشد - كنار گذاشته شود. راه حلى كه منافعى نيز به دنبال داشته باشد، ولى با يكى از ارزش هاى اسلامى در تضاد باشد، نمى بايد انتخاب شود؛ هر چند به ضرر سازمان و يا شخص مدير باشد.
مديران در نظام الهى بايد به گونه اى تربيت شوند كه از عمق جان ، عمل به حق را دوست داشته باشند؛ زيرا كسى نزد خداوند داراى فضيلت بيشتر است كه عمل بر اساس حق را بيش از هر چيز مد نظر داشته باشد و آن را وجهه همت خويش قرار دهد. در چنين صورتى اگر مديرى به خاطر عمل به حق ، شكسته شود، نبايد غمگين باشد؛ چرا كه به وظيفه خود صادقانه عمل كرده و نزد خداوند ماءجور است ؛ و كسانى كه از سود و منفعت دنيوى ، به دليل عمل به حق بگذرند، نرد خداوند با فضيلت ترين انسانها مى باشند. حضرت على (عليه السلام ) در اين باره مى فرمايد:
عن اءفضل الناس عند الله من كان العمل باحق اءحب اليه ؛ و ان نقصه و كرثه من الباطل ، و ان جر اليه فائدة و زاده ؛ (112)
همانا برترين مردمان در نزد خدا كسى است كه عمل به حق نزد او محبوب تر از باطل باشد؛ گر چه از نفع و قدر او بكاهد و برايش مشكلاتى پيش آورد؛ و باطل براى او منافعى فراهم سازد و برايش رتبت و زيادتى به بار آورد.
كلام نورانى حضرت اين پيام ارزشمند را به مديران مى دهد كه حق و ارزشهاى الهى مهم ترين شاخص براى انتخاب بهترين راه حل در تصميم گيرى است .
3. توكل
توكل كه يكى از مباحث مهم تصميم گيرى در مديريت اسلامى و يكى از مولفه هاى اصلى آن است ، عبارت است از اعتماد و اتكا بر خداوند متعال در تمام كارها و تكيه بر اراده او، با اعتقاد به اينكه او آفريننده سببها و چيره بر همه آنها است و سببها با اراده او در سببيت كامل مى شوند و تاءثيرگذارند.
البته اين بدان معنا نيست كه انسان از جستن نيازهاى خود و فراهم كردن مقدمات آنها بى نياز باشد و گمان كند كه وسايل ظاهرى و طبيعى ، سببيت ندارند؛ بلكه به اين معنا است كه تمام توجه و اميد خود را به اسباب و علل ظاهرى منحصر نكند و به اراده خدا. كه سبب ساز و سبب سوز است - توجه نمايد. روايت شده است كه پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و اله و سلم ) از جبرئيل امين پرسيد كه توكل بر خدا چيست ؟ جبرئيل گفت :
العلم باءن المخلوق لا يضر و لا ينفع و لا يعطى و لا يمنع : و استعمال الياءس من الخلق ؛ فاذا كان العبد كذلك ، لم يعمل لاحد سوى الله ، و لم يرج و لم يخف سوى الله ، و لم يطمع فى اءحد سوى الله ؛ فهذا هو التوكل ؛ (113)
دانستن اينكه مخلوق ، زيان و سود نرساند و نبخشد و باز ندارد، و چشم اميد به خلق نداشتن . پس آن گاه كه بنده چنين باشد، جز براى خدا كار نكند و جز به او اميد نبندد و جز از او نترسد و جز به او دل نبندد؛ پس اين همان توكل است .
انسان با توكل بر خداوند متعال ، از نظر اراده و ساير صفات روحى چنان قوى و نيرومند مى شود كه مغلوب هيچ عامل ديگرى نمى شود و به موفقيت قطعى و سعادت حقيقى نايل مى گردد.
بنابراين توكل بر خدا و حواله كردن همه امور به او، يكى از عوامل مهم و تاثير گذار بر اراده آدمى است و هيچ چيز مانند توكل ، آدمى را محكم و استوار نمى كند و اسباب توفيق او را فراهم نمى سازد. امير مومنان در يكى از بيانات نورانى خويش اين حقيقت را متذكر مى شود و مى فرمايد:
اءصل قوة القلب التوكل على الله ؛ (114)
اساس و ريشه قوت قلب ، توكل بر خداوند متعال است .
توكل يكى از عوامل ارزشى است كه در همه مسائل مديريت تاثيرگذار است ؛ اما تاثير آن در تصميم گيرى ، نمود و بروز بيشترى دارد. نقش توكل در تصميم گيرى ، مصاديق و موارد متعددى مى تواند داشته باشد؛ مثلا آنجا كه انسان از لحاظ روحى و روانى در مضيقه قرار گرفته است و توان مقابله با مشكلات را ندارد، توكل بر خداوند، نيرويى به او مى بخشد كه بر تمام مشكلات پيروز مى شود؛ يا در جايى كه اتخاذ يك تصميم ممكن است مخاطب زيادى به دنبال داشته باشد و به اصطلاح ، از ريسك بالايى برخوردار است ، توكل بر خداوند است كه مى تواند راه را براى يك تصميم گيرى معقول و مناسب هموار كند.
از آنجا كه هر تصميمى كه انسان اتخاذ مى كند، عواقب و پيامدهايى به دنبال دارد، ترس از عواقب ناخوشايند و پيامدهاى نامطلوب ، موجب سستى در امر تصميم گيرى مى شود؛ در اين صورت چيزى كه مى تواند سستى و فترت را از ميان ببرد و زمينه را براى يك تصميم گيرى مناسب آماده نمايد، توكل و اعتماد به نيروى متعالى است كه فراتر از همه نيروها است ؛ و آن ، ذات مقدس خداوند است .
توكل رمز بهره مندى از امدادهاى غيبى است ؛ آن گاه كه انسان در كارهاى خود بر او مى گشايد و امدادهاى غيبى خويش را به مدد او مى فرستد اميرمومنان حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:
من توكل عليه كفاه ؛ و من ساله اءعطاه ؛ (115)
هركس كه بر او (خداوند متعال ) توكل كند، او را كفايت مى كند و پشتيبان او مى شود و هر كس هر او چيزى طلب كند به او عطا مى كند.
بنابراين به هنگام تصميم گيرى ، به ويژه هنگام اتخاذ تصميم در مورد كارهاى مهم كه ممكن است عواقب و پيامدهاى زيادى داشته و از درجه ريسك پذيرى بالايى برخوردار باشد، اين توكل و اعتماد بر خداوند متعال است كه مى تواند بر اضطراب و ترس و دودلى غلبه كند و راه را براى يك تصميم گيرى مطمئن و اصولى هموار سازد. توكل تنها باعث از بين رفتن دغدغه ها و عدن اطمينانها نمى شود، بلكه درهاى رحمت الهى را نيز به روى انسان باز مى كند و امدادهاى غيبى به يارى او مى آيد، امير مومنان حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:
توكل على الله سبحانه ؛ فانه قد تكفل بكفاية المتوكلين عليه ؛ (116)
بر خداوند سبحان توكل كن ؛ چرا كه خداوند متعال ، كفايت و پشيمانى كسانى را كه به او، توكل نمايند، به عهده گرفته است .
اين سخن گهربار، الهام گرفته از آيات قرآن كريم است ؛ آنجا كه خداوند متعال مى فرمايد:
و من يتق الله يجعل له و مخرجا# و يرزقه من حيث لا يحتسب و من يتوكل على الله فهو حسبه ) (117)
و هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى كند و او را از جايى كه گمان ندارد، روزى مى دهد؛ و هر كس كه بر خدا توكل نمايد، خداوند كفايت امرش را مى كند.
فصل چهارم : ويژگيهاى تصميم گيرى موثر
در تصميم گيرى موثر، عناصر متعددى دخالت دارند. تصميمى و موثر و سازنده مى باشد و از كارايى مناسبى برخوردار است كه داراى ويژگيهايى باشد؛ برخى از اين ويژگيها عبارتند از:
1. دارا بودن اطلاعات كافى
اطلاعات از اصلى ترين عناصر تصميم گيرى خوب و موثر است ؛ زيرا همه مديران و خط مشى گذاران ، هنگام اخذ تصميم نياز به اطلاعات دارند تا بتوانند پيش بينى هاى لازم را درباره رويدادهاى آتى به عمل آورند.
شرايط تصميم گيرى از دريچه اطلاعات را مى توان در حالات مختلف ، بر روى يك طيف قرار داد كه در يك طرف آن ، وضع مطمئن ، و در انتهاى ديگر وضع تشنج زا قرار مى گيرد.
تحت شرايط مطمئن ، اطلاعات به اندازه كافى وجود دارد و ما به خوبى نسبت به هدف ها آگاهى داريم و درباره نتيجه اقدام يا راهى كه در پيش رو داريم ، مى توانيم اطلاعات دقيق ، قابل سنجش و معتبر به دست آوريم . (118)از اين رو مديرى كه در شرايط مطمئن تصميم مى گيرد به اهداف و رويه هاى كار آشنا است و در مورد تصميم خود، اطلاعات كافى دارد و بالطبع به تصميمات برنامه ريزى شده نزديك است ؛ چرا كه در تصميمات برنامه ريزى شده ، اهداف ، رويه ها، روشها روشن است و سياستهاى سازمان ، چگونگى اخذ تصميم را مشخص مى كند.
در تصميم برنامه ريزى شده ، تا حدى آزادى عمل از فرد گرفته مى شود؛ زيرا اين سازمان است كه تعيين تكليف مى كند و نسبت به آنچه بايد انجام شود، تصميم مى گيرد. با اين حال ، تصميمات برنامه ريزى شده ، با هدف صرفه جويى در وقت يا دادن آزادى عمل و اختيار بالا به مديران مى باشد؛ سياستها، مقررات و رويه ها سبب مى شوند تا مديران در وقت خود صرفه جويى كنند و مقدار بيشترى از وقت خود را صرف امور مهم تر نمايند.
وقتى مديران با مسائل پيش بينى نشده و موارد اضطرارى رو به رو مى گردند كه سياستهاى سازمان يا شركت براى حل آنها روشى ارائه ننمود و اطلاعات كافى در اين زمينه جمع آورى نشده باشد. در اين صورت آنها مجبورند تصميمات برنامه ريزى نشده بگيرند و پس نياز به اطلاعات جامع در چنين موقعيتهايى لازم و ضرورى است ؛ و تصميم گيرى در سازمان زمانى موثر مى باشد كه از اطلاعات كافى بهره مند گردد. شايد كلام نورانى امام صادق (عليه السلام ) به همين نكته اشاره دارد كه در فرازى از وصيت خود به عبدالله بن جندب مى فرمايد:
قف عند كل اءمر حتى تعر مدخله من مخرجه ، قبل اءن تقع فيه فتندم ؛ (119)
به هنگام هر امرى (تصميم ) توقف كن ، تا ورودى را از خروجى آن شناسايى نمايى ، قل از اينكه در آن تصميم واقع گردى و پشيمان شوى .
مفهوم روايت اين است كه هنگام اخذ هر تصميمى ، اطلاعات كافى لازم است و بايد نسبت به زواياى كار و تصميم ، شناخت كافى به دست آورد، تا در اثر عدم شناخت ، ندامت و پشيمانى گريبانگير مدير نگردد. پس لازمه تصميم درست و بخردانه ، كسب اطلاعات كافى و صحيح است .
سيره پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و اله و سلم ) نيز چنين بود كه مديريت جنگ و مقابله با دشمنان ، پيوسته از وضع آنان و تحركات و اقداماتشان كسب اطلاعات نمود و بر اساس اطلاعات دقيق و درست ، تصميم گيرى مى كرد.
عرفا و نقبا دو گروه بودند كه پيغمبر (صلى الله عليه و اله و سلم ) از وجود آنها در جمع آورى اطلاعات استفاده مى كرد.
(( عرفا )) جمع (( عريف )) و به معناى دانا و كسى كه اصحاب و ياران خود را بشناسد و به معناى كارگزار است . (120)(( نقبا )) جمع (( نقيب )) و آن نيز به معناى مهتر و سالار قوم است و به معناى پيشوا و رئيس و كسى كه معرفت به احوال مردم داشته باشد نيز آمده است . (121)
پس عرفا و نقبا و بزرگان هر قومى هستند كه به مسائل و احوال قوم خود آشنايى كامل داشته اند و رسول اكرم (صلى الله عليه و اله و سلم ) از اين گونه افراد در جه كسب اطلاعات استفاده زيادى مى كردند.
علاوه بر اين ، رسول گرامى اسلام به وسيله ماموران اطلاعاتى خود، از وضعيت دشمن مطلع مى گشت . به عنوان نمونه ، در ماه رجب سال دوم هجرى عبدالله بن جحش را با هشتاد نقر از مهاجران به ماموريتى فرستاد و هنگام حركت ، نامه اى به دست وى داد و فرمود، تا دو روز راه نپيموده ، آن را نخواند؛ آن گاه در آن بنگرد و به فرمان عمل كند و كسى از همراهان خود را به همراهى مجبور نسازد. عبدالله پس از دو روز راهپيمايى ، نامه را گشود و چنين فرمان يافت :
اذا نظرت فى كتابى هذا فامض حتى تنزل نخلة بين مكة و الطائف فترصد بها قريشا و تعلم من اءخبارهم ؛ (122)
هر گاه در نامه ام نگريستى ، همچنان رهسپار شو تا در نخله ، ميان مكه و طائف فرود آيى ، آنجا در كمين قريش باش و اخبارشان را براى ما جستجو كن .
از مجموع مطالب ذكر شده ، استفاده مى شود كه اطلاعات ، از جمله مهم ترين عنصر در امر تصميم گيرى است . ياد آورى مى شود كه در خش كنترل بررسى مبسوطترى در زمينه بحث اطلاعات صورت خواهد گرفت .
2. آينده نگرى و عاقبت انديشى
يكى ديگر از ويژگيهاى تصميم گيرى موثر اين است كه تصميم با تدبير و عاقبت انديشى تواءم باشد، بدين معنا كه اخذ تصميم بدون انديشه ، در سر انجام آن نمى تواند به صورت يك تصميم خوب بخردانه و موثر باشد. از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده كه مردى خدمت پيامبر آمد و عرض كرد: اى رسول خدا، مرا نصيحت كن و به من اندرزى ره . حضرت فرمود: اگر نصيحت كنم عمل مى كنى ؟
مرد گفت : آرى ، اى رسول خدا.
پيامبر دوباره فرمود: اگر نصيحت كنم عمل مى كنى ؟
مرد پاسخ داد: آرى .
پيامبر (صلى الله عليه و اله و سلم ) بار ديگر سخن خويش را تكرار كرد و آن مرد نيز پاسخ مثبت داد. آن گاه پيامبر فرمود:
فانى اءوصيتك اذا اءنت هممت باءمر فتدبر عاقبته ؛ فان يك رشدا فامضه ، فان يك غيا فانته عنه ؛ (123)
پس من تو را سفارش و نصيحت مى كنم كه هر زمان براى كارى تصميم گرفتى ، در عاقبت آن بينديشى ؛ پس چنانچه عاقبت آن خير و صلاح بود، انجامش بدهى و اگر عاقبت آن گمراهى و تباهى بود، از آن دست كشى و رهايش سازى .
دور انديشى و آينده نگرى يكى از شرايط لازم و مقدمات اساسى يك تصميم گيرى معقول و منطقى است و هر انسانى بايد هنگام تصميم گرفتن در مورد يك مسئله ، جوانب و زواياى گوناگون آن را به خوبى بررسى نمايد و پيامدهاى احتمالى آن را پيش بينى كند؛ عاقبت انديشى و آينده نگرى در مورد همه تصميم گيريها ضرورت دارد؛ امام ضرورت و اهميت آن در مورد تصميم گيرى مديران و مسئولان سازمان بيشتر است ؛ زيرا تصميماتى كه مديران و مسئولان سازمان اتخاذ مى كنند مهم تر از تصميمات فردى باشد و ممكن است برخى از اين تصميمات ، سرنوشت سازمان و يا كاركنان آن را تغيير دهد.
امير مومنان حضرت على (عليه السلام ) دور انديشى و آينده نگرى را نشانه عقل و خردمندى مى شمرند و خردمندترين و عاقل ترين انسان ها را افرادى مى دانند كه آينده نگرى و عاقبت انديشى بيشترى دارند. آن حضرت مى فرمايد:
اءعقل الناس اءنظرهم فى العواقب ؛ (124)
خردمندترين مردم ، عاقبت انديش ترين آنها است .
مديرانى كه هنگام تصميم گيرى ، با آينده نگرى و عاقبت انديشى ، زوايا و جوانب مختلف مسئله را بررسى مى نمايند و امكانات و مقدمات لازم را پيش بينى مى كنند، تصميمات استوارتر و متقن ترى اتخاذ مى كنند و ميزان موفقيت و اثر بخشى آنان افزايش مى يابد. مولاى متقيان حضرت على در يكى از سخنان گهربار خود در مورد آينده نگرى و دورانديشى مى فرمايد:
من نظر فى العواقب سلم من النوائب ؛ (125)
كسى كه در پيامدها و عواقب كار دقت كند، از گرفتارى ها در امان ماند.
بنابر اين تصميم گيرى صحيح و منطقى آن است كه پيش از اتخاذ هر نوع تصميمى ، جوانب گوناگون و پيامدهاى احتمالى آن بررسى و ارزيابى شود، تا از استعدادها و امكانات سازمان ، به صورت درست و منطقى بهره بردارى شود، اگر تصميم گيريها بدون بررسى همه جانبه و بدون آينده نگرى و توجه به پيامدهاى احتمالى آنها انجام شود،تصميمات اتخاذ شده از اتقان و استوارى لازم برخوردار نمى باشند و موجب هدر رفتن استعدادها، امكانات و منابع سازمان خواهد شد.